حسن نظمی

لغت نامه دهخدا

حسن نظمی. [ ح َ س َ ن ِ ن َ ] ( اِخ ) ابن علی مولوی رومی شیخ زاویه مولویان قاهره و متخلص به نظمی بود و در استانبول 1125 هَ. ق. درگذشت. دیوان شعر ترکی دارد. ( هدیة العارفین ج 1 ص 297 ).

فرهنگ فارسی

علی مولوی رومی شیخ زاویه مولویان قاهره و متخلص به نظمی بود وی دیوان شعر ترکی دارد

جمله سازی با حسن نظمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نظمی چنان به کشور شاه است کاندر او مِی را به طبعِ کس نَبُوَد زَهرهٔ اثر

💡 سایر عوارض جانبی عبارتند از: بی نظمی ریتم قلب و تغییرات در فشار خون و حالت تهوع و استفراغ.

💡 این ساختار به صورت خودساز از نظر ترمودینامیکی یک نظمی را در فضا میگیرند و چون منظم هستند، خیلی کاربرد های خوبی دارند.

💡 نظمی که نی بر رسم تو طبع جهان داد انتظام آن نظم را کلک قضا در سلک دیوان خوش نکرد

💡 دوش آنچنان که از رگ اندیشه خون چکید نظمی چنان که دانی رفتست مختصر

💡 هدف اصلی فهرست‌نویسی، برقراری نظمی است که به کمک آن هم کتابدار و هم مراجعه‌کننده بتوانند به سهولت و صحت، کتاب مورد نیاز خود را از میان کتابهای موجود در کتابخانه بیابند. البته در اغلب کتابخانه‌ها، سعی می‌شود کتابهای هم موضوع در کنار یکدیگر قرار گیرند.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز