لغت نامه دهخدا
حسن بهادرخان. [ ح َ س َ ب َ دُ ] ( اِخ ) رجوع به اوزن حسن شود.
حسن بهادرخان. [ ح َ س َ ب َ دُ ] ( اِخ ) رجوع به اوزن حسن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همسر دیگر مراد میرزا، دختر بهادرخان پسر راجه علی خان حاکم خاندیش بود. مراد از وی صاحب تک دخترش جهان بانو بیگم شد که جهان بانو با پرویز میرزا ازدواج کرد و مادر همسر داراشکوه، نادره بانو بیگم شد.
💡 تحت حمایت ایلخانان کتابنگاری در زمینه علمی و تاریخی رونق گرفت. برخی متون قدیم چون شاهنامه فردوسی نیز به سفارش آنان بازنویسی و مصور شد. در میان ایلخانیان ایران، تنها امیری که قریحه سخنوری داشت ابوسعید بهادرخان پسرسلطان محمد خدابنده (اولجایتو) بود.
💡 سنگینترین سکههای ایلخانی شناختهشده بهترتیب یک سکه نقره از دوره ابوسعید بهادرخان بهتاریخ سال ۷۲۴ ه.ق و ضرب تبریز بهوزن ۱۰۳٫۶۵ گرم و یک سکه طلا از دوره اولجایتو بهتاریخ سال ۷۱۰ ه.ق و ضرب بغداد بهوزن ۱۰۱٫۴۸ گرم هستند.
💡 خلاصه قسمت ۵: صاحبان گوسفند از فریبرز شکایت کرده بودند. ولی به محض دیدن عموکاووس شکایت را پس گرفتند و سلمان هم گذشت. در راه برگشت به روستا، بهادرخان سیروس را به معدن طلا میبرد و آنها را به او نشان میدهد. و بعد میپرسد: اگه طلاها رو میخواهی واقعاً بهم بگو که کرونا داری؟