حسن اعتمادالسلط
لغت نامه دهخدا
حسن اعتمادالسلطنه. [ ح َ س َ ن ِ اِ ت ِ دُس ْ س َ طَ ن َ ] ( اِخ ) رجوع به اعتمادالسلطنه شود.
جمله سازی با حسن اعتمادالسلط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز مرگ عاشقان پروا ندارد حسن بی پروا که صد طوطی ز موم سبز این آیینه می سازد
💡 ماه روی تو مرا نور بصر میگردد حسن آن یار هم افزون ز نظر میگردد
💡 بوالحسن گفت حسن را که از این خانه برو بوالحسن نیز درافتاد و حسن مینرود
💡 گر نباشد محتشم خوشدل به دور خط دوست از بهار حسن او مرغ دلم خرم مباد
💡 به ناز حسن تو چون آستین برافشاند چراغ ایمن از آسیب او مباد ایمن
💡 حسن غافل نیست از دلجویی افتادگان سرو من با سایه خود عشقبازی میکند