لغت نامه دهخدا
حرکت جواله. [ ح َ رَ ک َ ت ِ ج َوْ وا ل َ / ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ( اصطلاح فیزیک قدیم ) نوعی حرکت مستدیره. حرکت آتش چرخان. رجوع به جَوّاله شود.
حرکت جواله. [ ح َ رَ ک َ ت ِ ج َوْ وا ل َ / ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ( اصطلاح فیزیک قدیم ) نوعی حرکت مستدیره. حرکت آتش چرخان. رجوع به جَوّاله شود.
💡 از آن یکتا هویدا گشت بیحد عکسها آری به دید آید ز نقطه دایره چون گشت جواله
💡 بیقراریهای من چون پا گذارد در رکاب شعله جواله طفل نی سواری بیش نیست
💡 این دیر خرابات خیالیست که اینجا تا شعلهٔ جواله قدحنوش برآمد
💡 او چو در جولان گه صد سالهٔ مدحت پا نهاد وین سخن بیاصل مثل شعلهٔ جواله نیست
💡 دل که در حلقهٔ سرگشتگی آمد به کمند مرکز دایرهٔ شعلهٔ جواله بود
💡 نشئهٔ تحقیق ما را شعلهٔ جوالهکرد گرد خودگشتیم چندانیکه خود را سوختیم