حرف نکره

لغت نامه دهخدا

حرف نکره. [ ح َ ف ِ ن َ ک ِ / ک َ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اداة تنکیر. شمس قیس گوید: و آن یائی است ملینه که در اواخر اسماء نکره باشد، چنانکه اسبی خریدم و غلامی فروختم. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 187 ).

فرهنگ فارسی

و آن یائی است ملینه که در اواخر اسمائ نکره باشد

ویکی واژه

حرف‌نکره
(ادبی): در دستور زبان، حرف تعریف غیر ممکن.

جمله سازی با حرف نکره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ضمیرهای پیوسته و یای نکره نیز در پایان ساختار اضافه می‌آیند. برای نمونه китоби хубам (کتابِ خوبم)

💡 در چنین مواردی گروه مفعول+فعل بسیار نزدیک به یک فعل مرکب یعنی نزدیک به یک واحد واژگانی است (اما روی هم رفته بحث بر سر فعل مرکب (ایراد گرفتن، نگاه کردن) است که تنها با کاربرد نشانهٔ نکره، پسوند جمع یا احیاناً صفتی مشخص تر شده‌است).

💡 عدد شمارشی bir «یک» را می‌توان به‌عنوان نشانهٔ نکره استفاده کرد. آرایش جمله در معنی اثر می‌گذارد:

💡 نشانه نکره هم در فارسی معیار و هم در فارسی گفتاری یک است که گاه به یه خلاصه می‌شود.

💡 برای نکره معمولاً علامت‌های «ی» در آخر اسم و «یک» پیش از اسم یا «یک» پیش از اسم و «ی» درآخر اسم می‌آید؛ همان گونه که در زبان رسمی و معیار نیز اسم به همین صورت نکره می‌شود:

💡 تخصیص‌گر ممکن است مشخص کند که آیا اسم (نام‌واژه) به عنصری نکره یا معرفه اشاره دارد؟ به عنصری دور یا نزدیک اشاره دارد؟ به یک عنصر اشاره دارد یا چند عنصر؟ و غیره.

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز