حجر طرار

لغت نامه دهخدا

حجر طرار. [ ح َ ج َ رِ طَرْ را ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حجر مشقق. رجوع بحجر مشقق شود.

جمله سازی با حجر طرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقت آن است که آن طره ی طرار دهد باز پس نقد دلی را که از عشاق ربود

💡 نه هیچ کیسه‌بری همچو طره‌ات طرار نه هیچ راهزنی همچو غمزه‌ات چالاک

💡 ز یکطرف به فسون حقه باز طراری که مهره ی فلک از حیرتش به ششدر شد

💡 قسمت ماست جنون ورنه درین سلسله کیست که گرفار خم طرّهٔ طرار تو نیست

💡 سایه با شهپر اقبال هما گستاخ است خیز تا دست در آن طره طرار زنیم