لغت نامه دهخدا
حافظالموتی. [ ف ِ ظُل ْ م َ تا ] ( ع اِمرکب ) حافظالاجساد. قطران. ( تحفه حکیم مؤمن ). || شقردیون. موسیر. رجوع به حافظالاجساد شود.
حافظالموتی. [ ف ِ ظُل ْ م َ تا ] ( ع اِمرکب ) حافظالاجساد. قطران. ( تحفه حکیم مؤمن ). || شقردیون. موسیر. رجوع به حافظالاجساد شود.
حافظ الاجساد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگر به عیسی مریم که از دوام سفر چو آب چشمه حیوانست یحیی الموتی
💡 ز دم زدن کی شود مانده یا کی سیر شود تو آن دمی که خدا گفت یحیی الموتی
💡 مصطفی الموتی دربارهٔ روند تشکیل جمعیت یاران چنین نوشتهاست:
💡 سلم الله علیک ای همه ایام تو خوش سلم الله علیک ای دم یحیی الموتی
💡 زبانِ مردمِ روستای میرچین زبانِ تاتی به گویشِ الموتی است.
💡 مردم روحآباد از قوم تات هستند و زبان تاتی را با گویش الموتی صحبت میکنند.