موحول تصویر معنی موحول مترادفها تغییر یافته، دگرگون شده متضادها محال، غیرممکن، ناممکن لغت نامه دهخدا موحول. [ م َ ] ( ع ص ) در گل مانده. اصبح فی ما دهاه کالحمار الموحول. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به موحل شود. کلمات مرتبط مؤتنه موثقات مؤثمه موهبات دمباوند