جلال اباد کوچک

لغت نامه دهخدا

( جلال آباد کوچک ) جلال آباد کوچک. [ ج َ دِ چ ِ ] ( اِخ ) از توابع بلوک راور کرمان است. ( مرآت البلدان ).

فرهنگ فارسی

( جلال آباد کوچک ) از توابع بلوک راور کرمان است

جمله سازی با جلال اباد کوچک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناید جلال از صف میدان عشق باز سر را بریده در سر میدان چو گو هنوز

💡 خداوند، صاحب عزت و جلال، به دست قائم، عليه السلام، زمين را پس از مردنش زنده مىسازد.

💡 جلال امت مجدالائمه ناصر دین اساس فضل و بزرگی و اصل و دانائی

💡 نقش رخ او حیف که بر جان جلال است کس حور بهشتی به جهنّم نفرستاد

💡 این روستا در دهستان جلال‌وند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۳ نفر (۴۸خانوار) بوده‌است.

💡 آن چهره یار است فروزنده چو آتش وین جان جلال است که سوزان چو سپند است