جزع الدواهی

لغت نامه دهخدا

جزع الدواهی. [ ج َ عُدْ دَ ] ( اِخ ) موضعی در سرزمین طی. ( از معجم البلدان ):
الی جزع الدواهی ذاک منکم
مغان فالخمائل فالصعید.زیدالخیل ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

موضعی در سرزمین طی

جمله سازی با جزع الدواهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زالماس مرجان‌سای شد از جزع مرجان‌زای شد از دست رفت از پای شد هی زد برو.هی زد به سر

💡 در دو لعلش آب و اندر جزع نه آخر بگوی کاین چه بی‌آبی است چندین و آن چه آب است آن همه

💡 گفت: صبر من در بلایا در طاعت ناطق است بر ترس من از آتش دوزخ و این عین جزع بود و زهد من در دنیا رغبت است در آخرت و این عین نصیبه طلبی است.

💡 و امور را بر مقتضاى حكمت بالغه اش تقدير مى كند، بنابراين ديگر چه معنا دارد كهآدمى در مواقع برخورد بلايا و محنت ها مضطرب شود، و به جزع و فزع درآيد و يا ازروح و رحمت خدا ماءيوس گردد؟!

💡 اللهم اعطنى الهدى، و ثبتنى عليه امنا، امن من لا خوف عليه و لا حزن و لا جزع، انكاهل التقوى و اهل المغفرة. (182)

💡 به راستى مى گويم به شما كه هر كه در بلا جزع بيشتر مى كند محبت دنيا را بيشتردارد، و هر كه در بلا صبر بيشتر مى كند او زاهدتر است در دنيا.

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز