لغت نامه دهخدا
جرگه انداختن. [ ج َگ َ / گ ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جرگه زدن. جرگه کشیدن.
جرگه انداختن. [ ج َگ َ / گ ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جرگه زدن. جرگه کشیدن.
جرگه زدن جرگه کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون حجاج، منجنيق نهاد، تا با آن، به خانه كعبه سنگ اندازد، صاعقه اى فرود آمد ومنجنيق را سوزاند. ياران حجاج از سنگ انداختن دست برداشتند و حجاج، آنان را گفت: باكمداريد! كه اين، نشانه آنست كه كار شما پذيرفته شده است.
💡 در وهله اول، مهار آنزیمهای متابولیزه کننده دارو منجر به افزایش غلظت یک داروی فعال در بدن میشود که ممکن است عوارض جانبی ایجاد کند. برعکس، اگر دارو یک پیشدارو باشد، باید متابولیزه شود تا به داروی فعال تبدیل شود. به خطر انداختن متابولیسم آن، غلظت داروی فعال را کاهش میدهد، اثر درمانی آن را کاهش میدهد و خطر شکست درمانی را به دنبال دارد.
💡 دیدهبان حقوق بشر استفاده از مهمات فسفر سفید توسط اسرائیل را تأیید کرد و گفت که چنین استفادهای «نقض حقوق بشر» و به خطر انداختن جان غیر نظامیان است. در جریان این درگیریها بیش از ۴۴۷ کودک و ۲۴۸ زن فلسطینی که همگی از غیرنظامیان بودند کشته شدند.
💡 در کتاب کمدی الهی (دوزخ)، دانته به اودیسئوس و حلقه مشاورین حیلهگر و سفر دریایی وی به آن سوی ستونهای هرکول اشاره میکند. اودیسئوس به خطر انداختن جان ملوانان خود را با هدف کشف ناشناختهها توجیه میکند. پس از پنج ماه دریانوردی در اقیانوس، اودیسئوس موفق به مشاهده کوه برزخ میشود اما در برخورد با یک گردباد، کشتی آنها و همه خدمه آن غرق میشوند.
💡 بزرگترين عيب و ضرر قمار و انواع بخت آزمائيها اين است كه جوانان را به يك سلسلهعوامل موهوم معتقد مى سازد. روح كار و كوشش را در آنها تضعيف مى كند و جوانان توانا ومستعد را كه بايد از طريق به كار انداختن نيروهاى فكرى و جسمى، صاحب مقام و شخصيتو ثروت شوند در راههاى موهومى سير مى دهد.