لغت نامه دهخدا
جبین بوسیدن. [ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اظهار محبت و دوستی کردن. || در این بیت کنایه از اظهار عجز و حقارت کردن:
تو آن گلی که مه آسمان جبین توبوسد
ملک ز سدره فرودآید و زمین تو بوسد.فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
جبین بوسیدن. [ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اظهار محبت و دوستی کردن. || در این بیت کنایه از اظهار عجز و حقارت کردن:
تو آن گلی که مه آسمان جبین توبوسد
ملک ز سدره فرودآید و زمین تو بوسد.فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
کنایه از اضهار محبت و دوستی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشان پاش تا ماند پی بوسیدن ای دیده به هر راهی که آن مه میرود از گریه گل میکن
💡 بیدلان را طاقت بوسیدن معشوق نیست می روند از خود اگر لب بر لب جامی نهند
💡 بهطور کلی این فرهنگ در میان نوجوانان غربی و بهویژه، دانشجویان آمریکایی رایج است. این نوع رابطه، کارهایی همچون بوسیدن یا هر کار جنسی که میان دو شریک جنسی جریان داشته باشد را شامل میشود. این اصطلاح از سال ۲۰۰۰ در ایالات متحده بهطور گستردهای مورد استفاده قرار گرفت.
💡 قانع از بوسیدن رویش به یک نظاره ام چیدن گل برنتابد این چمن دیدن بس است
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به اشکهای خورشید، آناکونداها: شکار ارکیده خونین، دویدن از ترس، همه ده یارد، شیرینترین چیز، خوب، بد و مرده، یه چیز دیگه، دختری که بوسیدن را اختراع کرد، او مرا میخواهد و سلاح بینقص اشاره کرد.
💡 نهایتاً سم، دین و جری، گیلدا و چارلی را در حال بوسیدن مییابند. معلوم میشود جری ارباب پری است. جری بازی را زیادی جدی گرفته و برای پیروزی در جنگ بعدی و انتخابش به عنوان پادشاه چارلی، کتاب طلسمی از «ای. بی» خریده و گیلدا را مجبور به کشتن رقیبانش میکند.