جانماز اب کشیدن

لغت نامه دهخدا

( جانماز آب کشیدن••• ) جانماز آب کشیدن. [ ن َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه کنایه از زهد نمودن. طهارت و پرهیز نمودن. بدروغ زهد و ورع نمودن. خود را پیرو مرّ قوانین شرع نمودن. اظهار تقوی کردن.

فرهنگ فارسی

( جانماز آب کشیدن ) کنایه از زهد نمودن بدروغ

جمله سازی با جانماز اب کشیدن

💡 کارهایی مثل جانماز، زیرلیوانی و… را بعد از گلدوزی با پارچه‌هایی از جنس ساتن به دو روش آسترکشی می‌شود:

💡 ايـن دسـتـه از زنـان اشـرافـى كـه در هـوسـرانـى چيزى از همسر عزيز كم نداشتند، چوندسـتـشان به يوسف نرسيده بود به اصطلاح جانماز آب مى كشيدند و همسر عزيز را بهخاطر اين عشق در گمراهى آشكار مى ديدند!.

💡 اين اطاقها در اختيار شماست مى توانى همه را بگردى ! وارد اتاقها شدم همه را بازرسىكردم ولى چيزى در آنها نيافتم. تنها كيسه اى كه به مهر مادرمتوكل مهر خورده بود پيدا كردم و كيسه اى مهر شده ديگر نيز با آن بود. هر دو رابرداشتم. آنگاه امام فرمود: زيرا اين جانماز را نيز نگاه كن ! جانماز را بلند كردم،شمشيرى كه داخل غلاف بود ديدم، آن را نيز برداشته، همه را نزدمتوكل بردم.

💡 بعد از آن، حضرت يكى از پيراهن هاى خود را به من هديه كرد و سپس گوشه جانماز خودرا بلند نمود و مقدارى درهم برداشت و تحويل من داد و من با حضرت خداحافظى كردم.(49)

💡 واژهای هندکو که اصل آن فارسی است: پیشی (نمازپیشین), دیگر (نماز دیگر)، نماشاں(نماز شام)، کفتاں(نماز خفتن), جانماز (جای نماز) بسترا (بستر) لوچه (آلوچه) وغیره.

💡 سجاده را معمولاً بعد از نماز جمع (لوله یا تا) می‌کنند؛ زیرا گذشتگان بر این باور بودند که اگر جانماز جمع نشود شیطان به روی آن خواهد رفت.