جامه ٔ مومین
لغت نامه دهخدا
جامه مومین. [ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جامه ای است که بموم گداخته چرب نمایند و به مومجامه شهرت دارد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
با تریهای حسودان چرب نرمی میکنم
جامه مومین بود آسیب باران را علاج.اشرف ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
جامه ای که بموم گداخته چرب نمایند
جمله سازی با جامه ٔ مومین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخل مومین، میوه خورشید بار آورد و ریخت در چه موسم نخل ما یارب ثمر میآورد؟
💡 پنجه مومین حریف پنجه خورشید نیست عقل بیجا پنجه با عشق غیور انداخته است
💡 بر اسب چوبین گوبی سوار مومین است اگر عدوی تو اکوان بود اگر ارچنگ
💡 تا چه خواهد کرد یارب با دل مومین من آتشین رویی که مجمر می کند آیینه را
💡 حاشا که توان آهن و پولاد بریدن با دشنه مومین که نه تندست و نه تیزست