جامه ٔ فانوس

لغت نامه دهخدا

جامه فانوس. [ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پوشش فانوس. پارچه موم اندود که دور فانوس می کشیدند تا باد آنرا خاموش نکند:
گاه در جامه فانوس هم آتش گیرد
عجبی نیست اگر شیشه ز صهبا سوزد.کلیم ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پوشش فانوس

جمله سازی با جامه ٔ فانوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مردمان [اَگنی] پیک تیزرو ویوَسوَنت را که بر همهٔ آدمیان فرمانروایی دارد، همچون فانوسی که در هر خانه‌ای به روشنی می‌درخشد، پذیرفتند.

💡 می کشد دامن رعنایی فانوس به خاک شمع در حسرت خاکستر پروانه من

💡 شمعی که به یاد تو به گلزار فروزند بخشد چمن از برگ گلش خلعت فانوس

💡 گردبادش به نظر جلوه فانوس کند بس که از ناله من دامن صحرا گرم است

💡 نباشد سیدا شبها به چشمم خواب آسایش سرم در جستجوی یار چون فانوس می گردد

💡 دف که بیسوز دلست آبی برویش می زنند ساعتی پیراهن فانوس را هم تر کنید

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز