جاری اباد

لغت نامه دهخدا

( جاری آباد ) جاری آباد. ( اِخ ) دهی است از دهستان بیضای بخش اردکان شهرستان شیراز در 79هزارگزی جنوب خاور اردکان و یکهزارگزی راه فرعی زرقان به بیضا واقع است. محلی در دامنه و هوای آن معتدل و مالاریائی است. سکنه آن 118 تن است. مذهب مردم شیعه و زبان آنها فارسی است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، چغندر و برنج است. شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ). قریه ای است دو فرسنگ و نیمی میانه جنوب و مشرق تل بیضا. ( فارسنامه ناصری ). قریه ای است از توابع بلوک بیضا طول این بلوک ازمشرق بمغرب زیاده از ده فرسخ و عرض آن شش فرسنگ میباشد. آبش از چشمه و قنات، در قدیم نوکر از این بلوک گرفته نمیشد ولی سرباز میداده اند، مساجد متعدد و پنج شش حمام در این بلوک است. ( مرآت البلدان ج 4 ص 66 ).

فرهنگ فارسی

( جاری آباد ) دهی در شهرستان شیراز

جمله سازی با جاری اباد

💡 در دو طرف صخره قیز قلعه دو رودخانه کوچک جاری است، رودخانه ضلع شرقی دایمی، اما رودخانه‌ای که در ضلع غربی قرار دارد به صورت فصلی است.

💡 صاف کن دل را که بر خار و گلِ این بوستان حُکمِ جاری باشد از روشن‌روانی آب را

💡 رود موزات (اویغوری: مۇزات دهریاسی) رودی است که از سمت چپ به رود تاریم می‌ریزد. این رود در استان آق‌سو در منطقه خودمختار سین‌کیانگ در جمهوری خلق چین جاری است.

💡 پس گرفت از خاک بر زانو سر او را به زاری با زبان حال جوی خون نمود از دیده جاری

💡 زلال لطف او جاری، نشان تا هست از حاجت خدنگ حکم او کاری، ز گیتی تا نشان باشد

💡 چو چرخی ظاهر از کوهی اگر کوهی بود سایر چو مهری طالع از بحری اگر بحری بود جاری