ثور اطحل

مترادف‌ها

گاو سیاه و خالدار

لغت نامه دهخدا

ثور اطحل. [ ث َ رِ اَ ح َ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ثور شود.

جمله سازی با ثور اطحل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و كف خاكى بر روهاى ايشان پاشيد و فرمود شاهَتِ الْوُجُوهُ و به غار ثور تشريف برد.

💡 در این فتور که خورده ست ثور آب از نیل ز ملکت تو که داند که هست تورانی

💡 می اندر جام زر چون زهره در ثور قدح چون انجم و سیاره در دور

💡 اگر رای قضا حکمش بدین معنی بود راغب بر آرد اختر از ثور و ثریا اشتر و حجره

💡 گر بخورشید دهد سرعت او در یک دم آید از ثور بترتیب منازل بحمل

💡 اما صحبت‌ها در همین‌جا بیشتر پیش نرفت و در کودتای ۷ ثور کشته شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران