تویسرکانی عبدالغفار

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] میرزا عبدالغفّار تویسرکانی عالم جلیل، جامع علوم معقول و منقول، فرزند عالم فاضل، آقا سید محمدحسین، از مشاهیر علمای اصفهان در اواخر سدۀ سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری است.
وی در تویسرکان در خانواده ای روحانی از خاندان سادات شیخ الإسلامی تویسرکان دیده به جهان گشود و پس از تحصیلات مقدّماتی به حوزۀ علمیۀ همدان رفت و از محضر عالم بزرگوار آقا محمدتقی فرزند عالم کامل نبیل، آقا میرزا عبدالحسین، فرزند وحید بهبهانی که اعلم و اکمل آن حوزه بود، استفادۀ بسیار کرد و پس از چندی که به تدریس و تألیف اشتغال داشت، به اصفهان عزیمت کرد. وی در اصفهان از افادات اساتید بزرگی مانند:
1- آقا میر سید حسن مدرس مطلق(م 1273)،2- حاج ملا حسین علی تویسرکانی(م 1286) مؤلّف کتاب کشف الأسرار فی شرح شرائع الإسلام،3- حاج سید محمد شهشهانی مؤلف حاشیه بر ریاض و قوانین (م 1289) بهرۀ کامل یافت. و در دانش معقول از حکیم متألّه میرزا حسن نوری فرزند حکیم بزرگوار ملا علی نوری (عطّر الله مضجعَه، م 1246) و حکیم عارف کامل آقا میرزا رضا قمشه ای استفاده برده و به تدریس فقه و اصول و اسفار اشتغال داشته و پس از درگذشت حاج محمد جعفر آباده ای، در مسجدی واقع در محلۀ نیم آورد اصفهان که ایشان اقامۀ جماعت می کرد به اقامۀ جماعت پرداخت.
نامبرده از اخصّ ِ اصحاب و تلامذۀ مرحوم حاجی تویسرکانی بوده و از ایشان و عالم جلیل آقا سید محمدباقرخوانساری مؤلّف کتاب روضات الجنّات اجازۀ روایت و اجتهاد گرفته است. و چنانکه صاحب روضات در خاتمۀ آن فرموده، با مؤلف کمال معاضدت و همکاری را داشته است.
این عالم جلیل در 22 ربیع الآخر 1319ق در اصفهان درگذشت و در مقبره ای که خاص نامبرده بنا گردید در تخت فولاد اصفهان مقابل مقبرۀ مرحوم جعفر آباده ای مدفون گشت.

جمله سازی با تویسرکانی عبدالغفار

💡 تکیه تویسرکانی مربوط به دوره قاجار است و در اصفهان، تخت فولاد، غرب خیابان فیض، کوی مخابرات واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۰۷۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 یدالله مایل تویسرکانی روزنامه‌نگار و شاعر، متخلص به مایل متولد ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۵ قمری در تویسرکان در استان همدان است. در زادگاهش و در همدان به تحصیل عقلی و نقلی پرداخت و از کشیشی فرانسوی زبان فرانسوی را آموخت. زبان‌های عربی و روسی را نیز فراگرفت. در سال ۱۲۸۳ شمسی در تویسرکان مدرسه‌ای به سبک نوین دایر کرد اما عده‌ای از عوام به تحریک مرتجعین آن را تخریب کردند. در سال ۱۲۹۸ شمسی به تهران رفت و ضمن تدریس به همکاری با مطبوعات پرداخت. یک سال و نیم بعد به ریاست فرهنگ بابل منصوب شد. در ۱۳۰۲ شمسی سرپرستی مدارس ایرانی در قفقاز را عهده‌دار گردید. پس از سوءقصد به جان وی، مدارس قفقاز از سوی دولت ایران تعطیل شد و ناچار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۰۶ به ریاست معارف مازندران منصوب شد و در سال ۱۳۱۴ با همین منصب به کرمان رفت. چند سالی نیز روزنامهٔ شفق سرخ را اداره کرد. شعرش در قالب‌های سنتی است. حدود ۲۰۰۰۰ بیت شعر سروده‌است و چند اثر ترجمه نیز از او چاپ شده‌است. او در سال ۱۳۲۹ شمسی درگذشت.