تعدیل ارکان

لغت نامه دهخدا

تعدیل ارکان. [ ت َ ل ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به اصطلاح فقه به آهستگی، راست و درست ادا کردن رکوع و سجود و غیره. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.

فرهنگ فارسی

باصطلاح فقه به آهستگی

جمله سازی با تعدیل ارکان

💡 برای پیدا کردن دیرش تعدیل شده، زمانی که ما از ارزش (V) مشتق می‌گیریم رابطهٔ بازده ترکیب متناوبی ما پیدا خواهد شد.

💡 «تیم رژیم کتوژنیک» در بیمارستان جانز هاپکینز، این رژیم را با حذفِ هدفِ اصلی‌اش که همانا کاهش وزن است و همچنین با برقراریِ مداوم و نامحدودِ مرحلهٔ القاء (آغازین) آن، و به‌ویژه تشویق به مصرفِ بیشتر چربی، تعدیل کردند.

💡 در این اگر بانک مرکزی قاعده تصمیم خود را عوض کند مثلاً در هر سطح تورم نرخ بهره کمتری را به عنوان هدف در نظر بگیرد در این حالت تقاضای کل اقتصاد افزایش می‌یابد در سطح تورم اولیه ابتدا تولید افزایش و بیکاری کاهش می‌یابد ولی با تعدیل تورم، اقتصاد به سطح تولید و بیکاری اولیه در تورم بالاتر می‌رسد.

💡 این بادها نقش مؤثری در تعدیل گرمای سوزان بخش کویری دارند، ولی تأثیر آن را خنثی نمی‌کنند.

💡 در ۱۹۳۶ میلادی، پس از کناره‌گیری ادوارد هشتم، مکستون یک «تعدیل جمهوری‌خواهی» در این لایحه کناره‌گیری پیشنهاد کرد که انگلستان را از پادشاهی به جمهوری تغییر می‌داد. مکستون استدلال نمود که هرچند در گذشته پادشاهی به بریتانیا مفید واقع شده‌است، اما حالا دیگر «سودمندی خود را از دست داده‌است». این تعدیل با ۴۰۳ رأی مخالف و ۵ رأی موافق، شکست خورد.

💡 در اواسط دهه ۱۳۵۰، همزمان با شدت گرفتن تورم و اقدامات مخرب حزب رستاخیز در مقابله با آن، فشارهای خارجی بر رژیم شاه، به منظور وادار ساختن آن به تعدیل کنترل‌های پلیسی و رعایت حقوق بشر در ایران، به وقوع پیوست: