تریاق لان
لغت نامه دهخدا
تریاق لان. [ ت َ / ت ِرْ ] ( اِ مرکب ) محل تریاق. مکان پادزهر. ( فرهنگ فارسی معین ):
سروری زهر است جز آن روح را
که بود تریاق لانی ز ابتدا.مولوی.و رجوع به فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ج 3 صص 110 - 113 و لان و ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) محل تریاق مکان پاد زهر.
جمله سازی با تریاق لان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شکر است که تریاق تو با ماست اگر چه زهری که همه خلق چشیدند چشیدیم
💡 سم داروی عشق تریاق است کو مذاقی که آنچنان بیند