لغت نامه دهخدا
تریاق ترکی. [ ت َ / ت ِرْ ق ِ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مومیایی را گویند و آن انسانی و کانی هر دو میباشد. ( برهان ) ( آنندراج ). مومیایی. ( ناظم الاطباء ).
تریاق ترکی. [ ت َ / ت ِرْ ق ِ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مومیایی را گویند و آن انسانی و کانی هر دو میباشد. ( برهان ) ( آنندراج ). مومیایی. ( ناظم الاطباء ).
مومیایی را گویند و آن انسانی و کانی هر دو میباشد ٠
💡 ای خاک پایت افسر گردنکشان دهر تریاق دوستی تو و دشمنیت زهر
💡 تریاق بزرگست و شفای همه غمها نزدیک خردمندان می را لقب اینست
💡 من بندهٔ خاقانم از دهر نیندیشم تریاق به کف دارم از زهر نیندیشم
💡 هجر فرسوده نخواهد جز وصال چاره مسموم جز تریاق نیست
💡 کسی کش مار نیشی بر جگر زد ورا تریاق سازد نه طبرزد.
💡 درد دل ما را بلب لعل دوا کن در جان چو رسد زهر چه سو دست ز تریاق