لغت نامه دهخدا
ترشی بادی. [ ت ُ / ت ُ رُ ] ( ص مرکب ) هر چیز ترشی و هر چیز نفاخی. ( ناظم الاطباء ).
ترشی بادی. [ ت ُ / ت ُ رُ ] ( ص مرکب ) هر چیز ترشی و هر چیز نفاخی. ( ناظم الاطباء ).
هر چیز ترشی و هر چیز نفاخی.
💡 موسیر که در ایران آن را با ماست یا در ترشیها استفاده میکنند همان Tassel hyacinth که در ایتالیا با نام Lampascioni شناخته میشود و نام گیاهشناسی آن Muscari comosum/Leopoldia comosum است.
💡 ترشی و چربی کفیر، لذتبخش بوده که میتواند همراه با عسل و سایر میوهها مخلوط و مصرف شود.
💡 ترشی نیست در آن خد ترش او کرد به قاصد که اگر روترشم من نه همان شهدم و قندم
💡 از سر ناز و غنج خود روی چنان ترش کند آن ترشی روی او روح فزا چرا بود
💡 دندان حرص کُند به ترشی نمی شود چین جبین علاج طمع پیشه کی کند؟
💡 بهطور سنتی، ترشیها در فصل پاییز تهیه میشوند و در طول زمستان به عنوان یک چاشنی غذا برای خورشهای خوشمزه مورد استفاده قرار میگیرد.