تخمک گذاشتی

فرهنگستان زبان و ادب

{ovulatory} [زیست شناسی] مربوط به تخمک گذاری

جمله سازی با تخمک گذاشتی

💡 رفتی ز سال و مه چون شب قدر در حجاب وین تیرگی به ماه محرّم گذاشتی

💡 اژدها غرید و گفت: عقاب را یارای پریدن بر این دشت نیست و ستاره این زمین را به خواب نمی‌بیند. تو جان به دست مرگ سپردی که پا در این دشت گذاشتی. نامت چیست؟ جای آن است که مادر بر تو بگرید.

💡 گذاشتی سر خود چون قلم درین سودا دگر که همچو تو صائب فدایی سخن است؟

💡 حق باد ساقیت که ز راح خیال خویش عیش مدام و جام دمادم گذاشتی

💡 دریا بد، آن سپه که به جیحون گذاشتی دریا نکرده بود به جیحون کسی گذار

💡 ملک تو را جهان به جهان صیت رفته بود این ملک را زمان به زمان چون گذاشتی