تخت یره

لغت نامه دهخدا

تخت یره. [ ت َ ی ِ رِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قیلاب بخش اندیمشک در شهرستان دزفول است که در هفت هزارگزی شمال خاوری اندیمشک و هشت هزارگزی شمال خاوری راه شوسه خرم آباد به اندیمشک قرار دارد. کوهستانی و گرم است و 400 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالی بافی است. راه مالرو دارد و مردم آنجا از طایفه لر هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با تخت یره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیامد نشست از بر تخت زر بزرگان به پیش اندرون با کمر

💡 ز تخت آوریدند او را فرود به شاهی بخواندند آنگه ارود

💡 بزرگان ایران همه پیش تخت نشستند شادان دل و نیکبخت

💡 ز عود قماری یکی تخت کرد سر درزها را به زر سخت کرد

💡 ببخشید دیگر همه بر سپاه چه گنج سلیح و چه تخت و کلاه

💡 ز پشتیش جا داد بر تخت زر وز آن پس بدو گفت کای نامور