تترااستات سرب

لغت نامه دهخدا

تترااستات سرب. [ ت ِ اَ س ِ ت ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) یکی از ترکیبات سرب که آن را میتوان بجای بی اکسید سرب بمصرف رسانید. رجوع به روش تهیه مواد آلی دکتر صفوی ص 168 شود.

جمله سازی با تترااستات سرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌منظور سنجش سرب در خون افراد شاغل در صنعت-که با سرب تماس دارند-آزمایش خون باید به‌طور مرتب انجام شود.

💡 غلظت سرب در خون ساکنین شهرها بیشتر از حاشیه شهرها و بیشتر از روستاها است.

💡 چو سیم و زر و سرب و آهن است و مس مردم ز ترک و هندو و شهری و ره گذار و دهی

💡 الفت است الفت که سربی تیغ می گردد نثار قدر این معنی کسی داند که الفت دیده است

💡 شرم می‌دارد درشتی از ملایم‌طینتان غالب افتاده‌ست بیدل سرب بر الماس‌ها

💡 هر که سربی طاعتش دارد نهد بر خاک سر هرکه جان بی‌خدمتش دارد دهد بر باد جان

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز