لغت نامه دهخدا
تاپ توپ. ( اِ مرکب، از اتباع ). غوغا. داد و فریاد.
تاپ توپ. ( اِ مرکب، از اتباع ). غوغا. داد و فریاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از معایب این خنک کننده ها می توان به اشغال فضای زیاد اشاره کرد. زیرا ابعاد آنها معمولا به اندازه خود لپ تاپ و حتی بیشتر است.
💡 برنارد تاپی در مناطق کارگرنشین اطراف پاریس بزرگ شد. او کار خود را به عنوان خواننده آغاز کرد. پس از آن به رانندگی مسابقات اتومبیلرانی پرداخت. اما توانایی او در خرید کسبوکارهای ورشکسته و فروش آنها بود.
💡 ارتش داوطلب پیادهنظام موسوم به مین بیستم تحت فرماندهی سرهنگ جاشوا لارنس چمبرلین از لیتل راند تاپ در نبرد گتیسبورگ دفاع کردند. همچنین سربازانش ارتش متحدان را از تهاجم ارتش ائتلاف محافظت کردند.
💡 همچنین هنر رزمی تاپتکواندو (اولین سبک آزاد تکواندوی جهان)، در بدو پیدایش زیر نظر این نهاد، فعالیت قانونی خود را آغاز کرد.
💡 برای این فیلم دنباله ای تحت عنوان: تاپ گان ۲ رو با بازی تام کروز و وال کیلمر ساخته شدهاست که در سال ۲۰۲۲ اکران شد