تازه اباد دیزج

لغت نامه دهخدا

( تازه آباد دیزج ) تازه آباد دیزج. [ زَ دِ دی زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش قروه شهرستان سنندج که در 18هزارگزی جنوب خاوری قروه و سر راه شوسه قروه - همدان واقع است. دشت و سردسیر است و 345 تن سکنه دارد، شیعه، کردی، فارسی. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، لبنیات، حبوبات. شغل اهالی زراعت، گله داری. صنایع دستی آن قالیچه، جاجیم، گلیم بافی. راه آن مالرو است. این ده مشهور به ناظم آباد است. قهوه خانه ای کنار شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

( تازه آباد دیزج ) دهی از دهستان چهار دولی بخش قروه شهرستان سنندج ۱۸ هزار گزی جنوب خاور قروه سر راه شوسه قروه همدان دشت سردسیر است.

جمله سازی با تازه اباد دیزج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبا نسیم تو آورد و تازه شد دل خسرو چنین گلی نشکفته ست هیچگاه صبا را

💡 باغ دل را سبز و تر و تازه بین پر ز غنچه و ورد و سرو و یاسمین

💡 خورش هست چندانک اندازه نیست اگر چهره بازارگان تازه نیست

💡 بادا ریاض عمر تو هر روز تازه‌تر تا رسم روز درشکن چرخ اخضرست

💡 هر تازه گلی که زیب این گلزار است گر بینی، گل و گر بچینی، خار است

💡 تازه دامادان شبستان عدم را کرده فرش در گذار نوعروسان باز چشم انتظار

بانداژ یعنی چه؟
بانداژ یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز