تاج بن محمود

لغت نامه دهخدا

تاج بن محمود. [ ج ِن ِ م َ ] ( اِخ ) تاج الدین العجمی الاصفهندی الشافعی. ساکن حلب، در حدود سال 727 هَ. ق. متولد شد، از ایران به حلب رفت و از آنجا روی به حجاز آورد پس از ادای مراسم حج به حلب باز گشت و در «راحیه » سکونت گزید وبتدریس نحو پرداخت و «حاوی » را نیز درس داد و او پیشوایی پرهیزکار و مجرد بود و از امور دنیوی کناره می گرفت. شرحی بر «محرر» نگاشت و شرحی بر «الفیه » ابن مالک نوشت که چندان حائز اهمیت نیست و تصدی امور طلاب را داشت و متصدی فتوی نیز بود. صبح تا ظهر در جامع «کبیر» بدرس گفتن اشتغال داشت و از ظهر تا عصر در جامع «منکلی بغا» و از عصر تا مغرب در «رواحیه » به فتوی اشتغال داشت و گاهی در فتوی توهمی باو دست میداد و در فتنه ای اسیر گشت و ابراهیم صاحب «شماخی » او را ازامیر تیمور باز خرید و او را با احترام بشهر وارد کرد. در آنجا ببود تا ماه ربیع الاول سال 807 هَ. ق. درگذشت و خطیب ناصریه از شاگردان اوست. ( از تاریخ حلب ج 5 ص 142 ). صاحب روضات الجنات آرد: گویا اصفهانی است و شرح حالش در «تقریب » ابن حجر ذکر شده است و همراه «لتکیه » اسیر شد و همشهریانش او را بشهر برگردانیدند و از محضروی استفاده می کردند و نیز گوید که او خط نداشت. ( روضات ص 59 در ذیل ترجمه احمد اصفهانی ).

جمله سازی با تاج بن محمود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ثنای قدر تو کار حشمت محمود صفای طبع تو آیینه دار حلم ایاز

💡 از لحاظ نسب‌شناسی خانواده محمود دهدار به شکل زیر است:

💡 تا بسی محنت خدمت نکشد همچو ایاز مرد همکاسهٔ نعمت نشود با محمود

💡 دل محمود در دست ایازست که کار دل همه عجز و نیازست

💡 ملک شاه و محمود و نوشیروان که بردند گوی از همه خسروان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران