فرهنگستان زبان و ادب
{pluriharmonic function} [ریاضی] فرمول دار
{pluriharmonic function} [ریاضی] فرمول دار
💡 شود از ناقه بسیار تابع نفس گردنکش سگ دیوانه را چون خواب گیرد از جنون افتد
💡 چو آسمان و زمین تابعند ایزد را زمانه حکم تورا تابع است بیاکراه
💡 ترا ببسمل من گر رضاست، بسم الله بیا، بیا، که قضا تابع رضای تو باد
💡 مرا ز دانش و عقل این قدر کفایت بس که تابع سخن عشقم و کفایت حسن
💡 باید توجه داشت که بهارث بردن شاهی، تابع تبار مادری بود و نه پدری.
💡 بپیچ دست قضا و ببند پای قدر گرت نه بنده ی حکمند و تابع فرمان