تابش باقی مانده

فرهنگستان زبان و ادب

{residual radiation, restrahlen} [فیزیک] 1. پرتوزایی برجای مانده پس از انفجار هسته ای که معمولاً ناشی از مواد شکافت پذیر باقی مانده یا محصولات فرعی است 2. تابش فروسرخ تقریباً تکفام که پس از بازتاب های متوالی نور یا تابش های دیگر در اجسامی مثل کوارتز بر جای می ماند

جمله سازی با تابش باقی مانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نام آن به خاطر بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ در تهران به جا مانده که در واقع محل اسکان ورزشکاران بازی‌ها در این محل بوده است.

💡 خواهم که بشکنم قفس تن که دور ازو بیهوده مرغ روح گرفتار مانده است

💡 برود گفت: يك نماز ديگر باقى مانده، صبر كن نماز عشا را بخوانيم، پس ‍ نماز راخواندند و از يكديگر جدا شدند.

💡 همی کشند که منگر به روی خوب چو ما به عالم از پی این کار مانده ام، چه کنم؟

💡 اينك خانه هايشان براى آن ستمها كه مى كردند خالى مانده كه در اين براى گروهى كهبدانند عبرتى است (52).

💡 لیک بی‌برگ و نوا مانده‌ام از گردش چرخ همچو طوق گلوی فاخته و شاخ شجر

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز