بیش مره

لغت نامه دهخدا

بیش مره. [ م َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ( از: بیش + مره ) بمعنی باع و ارش عربی. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به وشمار شود.

فرهنگ فارسی

مرکب از بیش و مره بمعنی باع وارش عربی ٠

جمله سازی با بیش مره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان پهلوان بود با او به هم همی گفت هر گونه از بیش و کم

💡 پیرایه قبول بود در شکست نفس بیش از گنه ز طاعت خود شرمسار باش

💡 بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

💡 هر چه کم آری ز دهر خواهی از و بیش هیچ نیابی که کرده بیش تراکم

💡 صد هزارش چنین صفت بیش است تو پسی در حجاب و او پیش است

💡 بگفته راز جانان پیش ایشان ز دید جان بیش اندیش ایشان