بول العجوز

لغت نامه دهخدا

بول العجوز. [ ب َ لُل ْ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) شیر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شیر

جمله سازی با بول العجوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روضه العجوز یک منطقهٔ مسکونی در قطر است که در شهرداری ام صلال واقع شده‌است.

💡 می‌شود مبدل به خورشید تموز آن مزاح بارد برد العجوز

💡 آن یکی گفت اندرین برد العجوز تا بیندازیم اینجا چند روز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران