💡 خسرو پیش از رسیدن به شاهی، به داییهایش، ویستهم و بندوی وعدهٔ اعطای مقامات و درجات عالی در حکومت آینده داده بود. بنا به نوشتههای مورخان شرقی، او مطابق با این وعده از همان آغاز سلطنتش فرمانروایی ولایت خراسان و بلاد مجاور آن را به ویستهم و خزانهداری کل کشور را به برادر او، وندویه داد، اما دیری نگذشت که آنها را مورد خشم خود قرار داد؛ چه از خاطر نمیبرد که این دو بر پدرش هرمزد شوریده بودند و بیم آن داشت که چنین عملی در آینده سرمشق دیگران قرار گیرد و همین کار را در مورد خود او انجام دهند. پادشاه جوان به هر شکل که بود، در نخستین فرصت ممکن که به دست آورد، بندوی را به سبب قتل هرمزد و کینخواهی او، یا به هر دلیل دیگر به قتل رساند، اما بر ویستهم دست نیافت، چه او که از سرنوشت برادرش عبرت گرفته بود، به ماد یا خراسان گریخت و در آنجا به نام خود سکه زد، و احتمالاً تا سال ۶۰۰ م. توانست دوام بیاورد.[و] وی حتی به پیروی از بهرام چوبین، تاج شاهی به سر گذاشت و سکههایی به نام خود با عنوان پیروژ ویستهم (به معنای بسطام پیروز) ضرب کرد.