لغت نامه دهخدا
( برهمن آباد ) برهمن آباد. [ ب َ رَ م َ ] ( اِخ ) برهمناباذ. نام قدیم شهر منصوره به هندوستان. ( یادداشت دهخدا ). و رجوع به الجماهر بیرونی ص 48 و تحقیق ماللهند ص 162 شود.
( برهمن آباد ) برهمن آباد. [ ب َ رَ م َ ] ( اِخ ) برهمناباذ. نام قدیم شهر منصوره به هندوستان. ( یادداشت دهخدا ). و رجوع به الجماهر بیرونی ص 48 و تحقیق ماللهند ص 162 شود.
( برهمن آباد ) برهمناباذ نام قدیم شهر منصوره به هندوستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اوپانیشادها مایا واقعیت متغیر و صوری است که در کنار برهمن (واقعیت حقیقی و مکنون) وجود دارد.
💡 سبحهداران از هجوم دردسر نشناختند آن برهمن زاد صندل بر جبین مال مرا
💡 بنابر مکتب ویشیشتادویته کیفیت روح هر فرد با کیفیت برهمن یکی است اما کمیت آن از کمیت برهمن جداست.
💡 سنگ میزان برهمن شود آن روز تمام که به هر سنگ رسد کم ز صنم نشناسد
💡 تا که در بتخانه چین نقش رویت بردهاند برهمن همچون بت چین نقش دیوار آمده است
💡 شیوههاییست بتان را که برهمن داند نمک حسن تو مخصوص دل ریش من است