برهم کنش های چندقطبی

فرهنگستان زبان و ادب

{multipole interactions} [شیمی] برهم کنش های میان آرایه هایی از نقاط باردار که انرژی پتانسیل آنها وابسته به فاصله است

جمله سازی با برهم کنش های چندقطبی

💡 ایالات متحده که تبدیل به تنها ابرقدرت جهانی شده بود، از این پیروزی ایدئولوژیک برای تقویت موقعیت رهبری خود در نظم نوین جهانی استفاده کرد. ایالات متحده همچنین بیشترین نفوذ را بر اقتصاد جهانی به‌دست‌آورد. با این‌حال، سیستم بین‌المللی تک‌قطبی با پتانسیل در حال ظهور برای دنیای چندقطبی در تنش بود، زیرا هند، چین و ژاپن به‌حدی پیشرفت کردند که ممکن بود هژمونی ایالات متحده را نیز به چالش بکشند. این امر پتانسیل جدیدی را برای درگیری در سراسر جهان ایجاد کرد.

💡 تحولات دیپلماتیک نقش عمیقی در وقایع منتهی به انقلاب فرانسه داشتند، اما تاریخ‌نگارانی که بر سویه‌های اجتماعی و سیاسی آن متمرکز بوده‌اند، گاه این موضوع را نادیده گرفته‌اند. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که اروپای قرن هجدهم شاهد تعادل قدرتی چندقطبی میان فرانسه، بریتانیا، اتریش، روسیه و پروس بوده‌است. پس از شکست در جنگ هفت‌ساله و از دست دادن امپراتوری مستعمراتی به بریتانیا، قدرت فرانسه رو به افول گذاشت. اما تحت رهبری شارل ورجنس، وزیر امور خارجه، فرانسه با حمایت از استقلال آمریکا، توسعه نیروی دریایی خود و متحد شدن با هلند، باری دیگر بریتانیا را به منازعه طلبید. اگرچه ورجنس به دنبال جلوگیری از جنگ با بریتانیا از طریق معاهدات تجاری بود، اما سیاست‌های تقابل‌جویانه او باعث افزایش هزینه‌های نظامی و تحریک بریتانیا شدند. این سیاست‌ها برای فرانسه پیامدهای منفی داشت زیرا پس از آنکه فرانسه نتوانست از جنبش میهن‌پرستان هلندی دفاع کند، بریتانیا در سال ۱۷۸۷ با تشکیل ائتلاف سه‌جانبه‌ای با پروس و هلند علیه منافع فرانسه، این کشور را تا حدی منزوی کرد. در نتیجه، اعتبار فرانسه در اثر این وقایع آسیب دید و ترس از وقوع جنگ بزرگی که فرانسه توان مالی آن را نداشت، گسترش یافت.