فرهنگستان زبان و ادب
{snow plume} [علوم جَوّ] ← پرچم برف
{snow plume} [علوم جَوّ] ← پرچم برف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خالی شد از شرار چو نار فسرده سنگ از بس شکنجه دید ز بار گران برف
💡 حیات زنده غنیمت شمر که باقی عمر چو برف بر سر کوهست روی در نقصان
💡 در بند کرد روی زمین را چو زال زر بهمن بهدست لشکر گیتیستان برف
💡 فرش است نور صبح بروی بساط خاک یا این مکان بفیض رسید از مکین برف
💡 از نان و جامه خلق غنی گشتی ار بدی از آرد یا ز پنبه تن ناتوان برف
💡 آفتابی تو و کوهی است عدو لیک ز برف بنگرش تا ز کجا تا چه قدر میآرد