لغت نامه دهخدا
برد اﷲ مضجعه. [ ب َرْ رَدَل ْ لا ه ُ م َ ج َ ع َ ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) در مقام آمرزش گویند خداوند خوابگاه او را خنک گرداناد.
برد اﷲ مضجعه. [ ب َرْ رَدَل ْ لا ه ُ م َ ج َ ع َ ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) در مقام آمرزش گویند خداوند خوابگاه او را خنک گرداناد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به تحقيق كه من شنيدم از او قدس اللّه روحه پيش ازانتقال او به چند روز اندكى مشافهةً كه او مى گفت براى من كه: (بدرستى كه منانتقال خواهم كرد در اين ايّام، شايد كه خداوند مرا اعانت نمايد بر آن.) و چنين شنيد ازاو، غير من اين را و اين در مكه مشرّفه بود و دفن كرديم او را برّد اللّه مضجعه در معلّىنزديك مزار خديجه كبرى عليها السلام.)
💡 اذا قام العبد من لذيد مضجعه و النعاس فى عينيه ليرضى ربه -جل و عز - بصلاة ليله، باهى الله به ملائكتهفقال: اما ترون عبدى هذا، قد قام من لذيذ مضجعه الى صلاة لم افرضها عيله، اشهدواانى قد غفرت له
💡 «مرقد نواب غفران مآب شاه شهيد آقا محمد خان - نور الله مضجعه - در رواق پشت سر مبارک است (و نواب صاحبقران ميرزا آن جا را آراسته دارد). امير جنت سرير سليمانخان قاجار و بعضي از خوانين جليلالشان قاجار نيز در همان مرقد بدين فيض مستغرقند.»
💡 من قراء (قل هوالله احد) ماءئة مرة حين ياءخذ مضجعه غفرالله له ذنوب خمسين سنة