بخاک انداختن

لغت نامه دهخدا

بخاک انداختن. [ ب ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) به زمین زدن. خواباندن به خاک. به خاک افکندن.

فرهنگ فارسی

به زمین زدن خواباندن به خاک.

جمله سازی با بخاک انداختن

💡 كـلمـه (نـبـذ) بـه مـعناى دور انداختن چيزى است. كلمه (عراء) به معناى محلى روبازاسـت، كـه ديـوار و حـايـلى ديـگـر در آن نـباشد و چيزى كه انسان در زير سايهاش قرارگيرد نداشته باشد، نه سقفى و نه خيمه اى و نه درختى.

💡 على (ع ) فرمود: تو را به خدا سوگند مى دهم آيا تو آن كسى هستى كهرسول خدا (ص ) او را براى انداختن و شكستن بتى كه بر روى كعبه بود، بر دوش خودبالا برد، كه اگر مى خواست به افق آسمان برسد هر آينه مى رسيد، يا من ؟ عرضكرد: البته شما.

💡 بوئینگ بی-۲۹ سوپرفورترس برای بمباران راهبردی در ارتفاع بالا طراحی شده‌است، اما همچنین در بمباران آتش‌زا در ارتفاع کم در شب و در انداختن مین‌های دریایی برای محاصره ژاپن عملکردی ممتاز داشت.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به عصر جدید، بازرس فروشگاه، جویندگان طلا، دست انداختن کارمن، سیرک، شانگهای، پلیس، شبی در نمایش، مهاجر،آلمانی‌ها و جاسوس‌ها، دوش‌فنگ، طبقه بیکار، خانه‌به‌دوش، درمان، بانک، آتش‌نشان، پشت صفحه نمایش، کنت اشاره کرد.

💡 كلمه (ارجاء) به معناى تاخير است، و آيه شريفه عطف است بر آيه (و آخروناعترفوا بذنوبهم ). و معناى تاخير انداختن ايشان به سوى امر خدا اين است كه وضعايشان آنطور روشن نيست كه بتوان عذاب خدا را برايشان پيش بينى كرد، و يا مغفرت وآمرزش ‍ او را، پس امر ايشان محول به امر خداست، تا او در باره ايشان چه بخواهد، هرچه او خواست همان خواهد شد.