بانه دار
لغت نامه دهخدا
بانه دار. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ازگله ( گرمسیری قبادی ) بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان که در 12 هزارگزی شمال ازگله بر کنار مرز ایران و عراق واقع است. ناحیه ای است گرمسیر و دارای 300 تن سکنه. آب آن ازچشمه و قنات تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. زمستان چندین خانوار از ایل قبادی برای تعلیف احشام خود به حدود این ده می آیند. این ده در چهار محل واقع است که بنام گوراکی، باندار مصطفی خان، باندار عبداﷲ ویسی، گامیشکه نامیده میشوند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
نام دهی از شهرستان کرمانشاهان است
جمله سازی با بانه دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیمینه رود به عنوان دومین رود بزرگ حوضه آبریز دریاچه ارومیه از کوهستانهای بین سقز و بانه نزدیک روستای موسی سرچشمه میگیرد.
💡 طوایف بیگزادة بانه و فیضالله بیگی سقز نیز ظاهراً از پشدریها جدا شدهاند (عزاوی، ج2، ص95،97).
💡 سیمینهرود از کوهستانهای منطقهٔ سقز و بانه و کردستان عراق سرچشمه گرفته و پس از عبور از سقز، بوکان و میاندوآب به دریاچه ارومیه میریزد.
💡 پل سلطان، در ایام قدیم برسر راه ارتباطی کاروانها و مسافرانی که از سردشت، بانه و عراق به مناطق بوکان، مهاباد، سقز و آذربایجان میآمدهاند، احداث گردیدهاست.
💡 تپه گردی خاشلی در شهرستان بانه، بخش مرکزی، دهستان شوی، روستای میرآباد سفلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۲۴۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تمامی ارتفاعات بانه پوشیده از جنگل طبیعی است که به جنگل های سردشت و مریوان می پیوندد.