لغت نامه دهخدا
بازپس نگریستن. [ پ َ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بعقب نگاه کردن. ( ناظم الاطباء ). برگشته نگریستن. ( منتهی الارب ). التفات. ( ترجمان القرآن ): چون آن کنیزک از دیه بیرون آمد بازپس نگریست. ( تاریخ قم ص 64 ).
بازپس نگریستن. [ پ َ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بعقب نگاه کردن. ( ناظم الاطباء ). برگشته نگریستن. ( منتهی الارب ). التفات. ( ترجمان القرآن ): چون آن کنیزک از دیه بیرون آمد بازپس نگریست. ( تاریخ قم ص 64 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فضائلی میگوید ویژگیِ دیگرِ خطِّ فارسی آن است که تکاملش با تحولِ نقاشیِ ایرانی همراه بوده است و ازاینرو نگریستن به صفحهای خوشنویسی، لذّتبخش است حتی اگر بینندهْ زبانِ فارسی هم نداند. پیدایشِ نستعلیق با دگرگونیهای عمیقی که پس از حملهٔ مغول و در روزگار ایلخانی در نگارگریِ ایرانی به وجود آمد، همزمان بود و در عصری رخ داد که هنر ایرانی دوران شکوفایی خود را آغاز کرده بود.
💡 کسی دیگر اندر نزدیک وی شد سبوئی دید آفتاب بر وی افتاده گفت برنگیری از آن آفتاب چون بنهادم آفتاب نبود از خدای شرم دارم که اندر حظّ نفس خویش سعی کنم. کسی دیگر در نزدیک او شد و بسیار اندر وی همی نگریست، گفت ندانی که بسیار نگریستن کراهیت دارد همچنانک بسیار گفتن.
💡 و گفت: شهوت سه قسم است: شهوتی در خوردن؛شهوتی است در گفتن؛ و شهوتی است در نگریستن. درخوردن اعتماد بر خدای نگاه دار؛و در گفتن راستی نگاه دار؛و در نگریستن عبرت نگاه دار.
💡 خرگوش صحرایی قهوهای مثل بیشتر خرگوشها پاهایی مناسب برای دویدن و جهیدن و چشمهایی درشت برای نگریستن اطراف دارد. بیشتر آنها حلقه سفیدی به دور چشم خود دارند. پوشش نرم و لطیفی بدن آن را پوشانده که رنگ آن از قهوهای روشن و سرخفام تا خاکستری متغیر است. مادهها از نرها بزرگترند که در پستانداران نامعمول است.
💡 و گفت: نگریستن بر بخیل دل را سخت گرداند.
💡 به پارسی امروزی: بگو که رخسارش ماه و تنش یاسمین است/عمر چنین است که بگذرد، عمر من باشد با آن سیم اندام/جرات نگریستن ندارم، میترسم که نظر رسد/صورتش مانند گل است و چشمش مانند دستهای از بنفشه