لغت نامه دهخدا
بازار صیقل کومه. [ ص ِ ق ِ ک ُ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان شفت بخش مرکزی شهرستان فومن که در 13 هزارگزی فومن و چهار هزارگزی خاور بازار شفت قرار دارد و دارای 20تن سکنه میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
بازار صیقل کومه. [ ص ِ ق ِ ک ُ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان شفت بخش مرکزی شهرستان فومن که در 13 هزارگزی فومن و چهار هزارگزی خاور بازار شفت قرار دارد و دارای 20تن سکنه میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
دهی از فومن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صوفی که فکند از تن و سرخرقه و تاج بازار اناالحقش بحق یافت رواج
💡 از بس که گل به باغ ز مستی شکفته است آواز خنده بر سر بازار میرسد
💡 به چهره جسته ای آزار زهره به غمزه برده ای بازار ساحر
💡 بهانه میطلبد دوست گفتگویی را وز این متاع شود گرم عشق را بازار
💡 بر سر بازار جان مست آمدی مست حیرت ماند جانها در شهود
💡 با که بنمایم متاع خویش در بازار دهر جوهر اسرار معنی را خریداری نماند