باردان بزرگ

مترادف‌ها

بار سنگین

لغت نامه دهخدا

باردان بزرگ. [ ن ِ ب ُ زُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اریسا از تیره سینانتره. قسمت قابل مصرف آن ریشه ( بنام ریشه باباآدم ) است. از مواد مؤثر وی رزین و املاح است. مورد استعمال آن گرد باردان استابیلیزه عصاره باردان استابیلیزه است. ( کارآموزی داروسازی چ 1329 هَ. ش. دانشگاه طهران ص 185 ).

فرهنگ فارسی

از گیاهان است قسمت قابل مصرف ان ریشه است

جمله سازی با باردان بزرگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برخی از اقتصاددانان برجسته و دانشمندان علوم سیاسی که انواع طرح‌های سود سهام اجتماعی در مدل‌هایشان از سوسیالیسم وجود دارد، عبارتند از: اسکار لانگه، آبا لرنر، جیمز یونکر، جیمز مید، جان روئمر، پراناب باردان، دیوید شوایکارت‎ و یانیس واروفاکیس.

💡 خورجین نوعی کیسه یا باردان است که بر پشت حیوانات باربر به منظور حمل اجناس، قرار می‌دهند. خورجین از دست‌بافت‌های بی‌گرهِ عشایر است که توسط زنان بر روی دارهای افقی و معمولاً از نقوش سنتی انتخاب و بافته می‌شود و معمولاً از دو جوال تشکیل شده‌اند که نیمی از دهانهٔ هر دو را به هم می‌دوزند.

💡 آن کشاورز خسته پس از ساعت‌ها کار مداوم در مزارع، با باردان بزرگی که بر دوش داشت، به سمت خانه خود در میان کوهستان حرکت کرد.

💡 تصمیم‌گیری برای تغییر مسیر زندگی و جابجایی از این شهر به شهر دیگر، مانند حمل یک باردان بزرگ بر دوش در روزهای گرم تابستان است.

💡 مسئولان باید توجه داشته باشند که مشکلات اقتصادی فعلی، مانند باردان بزرگی بر دوش طبقه متوسط جامعه است که نیاز به رسیدگی فوری دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران