جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرامگاه باباشیخ مربوط به سدههای متاخر دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان دالاهو، بخش مرکز ی، دهستان بان زرده، ۴۳۰ متری شمال شرقی روستای شالان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۴۰۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در اویل کودتای مشروطه ۱۹۰۶ میلادی شیخ حسام الدین از باباشیخ تقاضا میکند که خود را کاندیدای مجلس شورای ملی ایران نماید و به عنوان یک روحانی سیاستمدار کُرد در مجلس شورای ملی ایران حضور یابد.
💡 سرتیپ سیف افشار افسر اعزامی رضاشاه به کردستان بود که هرگاه سیف برای بازدید اعزام میشد از حاجی باباشیخ دعوت میکرد که به عنوان ناظر و همسفر وی را همراهی نماید.
💡 باباشیخعلی، روستایی از توابع بخش کلیائی شهرستان سنقر در استان کرمانشاه ایران است.
💡 در دوره پهلوی اول باباشیخ از دوستان وفادار و قابل اعتماد رضاشاه و خانواده او بود و نزد حکومت پهلوی نفوذ و اعتبار بسیاری داشت. در جمهوری مهاباد از سوی قاضی محمد به عنوان نخستوزیر انتخاب و منصوب شد. باباشیخ با آنکه نخستوزیر حکومتِ جمهوری مهاباد بود، اما عملاً قدرت و نفوذی در آن حکومت نداشت و رئیسجمهور و خانوادهٔ قاضیهای مهاباد، این حکومت را با کمک شوروی اداره میکردند.
💡 حاجی باباشیخ رفتار بسیار خوبی میان مردم بوکان و منطقه داشت و از دوستان وفادار رضاشاه نیز محسوب میشد. با این حال باباشیخ هرگز فرد قدرتمندی در جمهوری مهاباد شوروی نبود. نیروهای نظامی کُرد توسط صلاح الدین کاظیموف افسر نظامی زازا شوروی سازماندهی میشدند. برخی نیز برای آموزش نظامی به آذربایجانِ شوروی فرستاده میشدند.