لغت نامه دهخدا
باب شیخی. [ ش َ / ش ِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) نام قسمی خربزه و آن مدور است و در درون سبز. شاید طالبی امروزه باشد.
باب شیخی. [ ش َ / ش ِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) نام قسمی خربزه و آن مدور است و در درون سبز. شاید طالبی امروزه باشد.
نام قسمی از خربزه است
💡 این شیخی را علم و عمل می باید بی علم چه لایق است شیخی کردن
💡 چون درین حمام شیخی چون تو هست خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست
💡 شیخی در سال ۱۳۵۴ با فیلم خانه خراب نصرت کریمی وارد سینما شد.
💡 میرزا ابوالحسن صدر ثقةالاسلامی (زاده ۱۲۶۹ تبریز - ۱۳۲۷) از روحانیون شیخی مسلک تبریز، قاضی دوران قاجار و پهلوی و نماینده مجلس شورای ملی بود.
💡 زهرا شیخی (زادهٔ ۱۳۵۸) پزشک و سیاستمدار ایرانی است که در دوره یازدهم بهعنوان نماینده اصفهان و ورزنه در مجلس شورای اسلامی حضور داشت.
💡 دایه شیخی، روستایی است از توابع بخش لاجان و در شهرستان پیرانشهر استان آذربایجان غربی ایران.