باب ابی الفضل. [ ب ِ اَ بِل ْ ف َ ] ( اِخ ) محلی در منتهی الیه نهر بخارا: نهر بخارا نهری بود بزرگ و چندین نهر کوچک از آن برآورده بودند یکی از آنها معروف بنهر فشیدیزه که از نهر بخارا گرفته می شد جائی موسوم به «ورغ » و از دروازه مردقشه جاری بود تا جویبار ابی ابراهیم و منتهی می گشت به باب ابی الفضل. ( احوال و اشعار رودکی، نفیسی ج 1 ص 95 ).
جمله سازی با باب ابی الفضل
💡 ثم أ ورثنا الكتب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابقبالخيرت بإ ذن الله ذلك هو الفضل الكبير(32)
💡 در جائى ديگر مخصوصا روى آگاهى از سخن گفتن حيوانات تكيه شده و به عنوان يكفضيلت بزرگ مطرح گرديده است: (يا ايها الناس علمنا منطق الطير و اوتينا منكل شى ء ان هذا لهو الفضل المبين ): (اى مردم سخن گفتن پرندگان به ما تعليم دادهشده، و از همه چيز به ما بهره داده، اين فضيلت آشكارى است (از سوى پروردگار)(نمل - 16)
💡 بى جهت نيست كه در پايان آيه مى گويد (اين استفضل بزرگ ) (ذلك هو الفضل الكبير).
💡 وى مكنى به ابى الفضل و خطيبى فصيح و شاعرى بليغ بوده و در نزد هارون الرشيدمقام و مكانتى داشته است.
💡 يك مطلب ديگر: علماى اصول بحثى دارند و مى گويند: امر به شى ء مقتضى نهى از ضدآن است؛ ابى الفضل عليه السلام آن قدر به امر مولاى خود اهميت مى داده كه در برابرفرموده امام كه برو آب بياور گويى حتى آب خوردن خودش را مانع مى ديد ومنهى عنه مى دانست.
💡 و ورث سـليـمـن داود و قـال يـا اءيـهـا النـاس عـلمـنـا مـنـطـق الطـيـر و أ وتـيـنـا مـنكل شى ء إ ن هذا لهو الفضل المبين(16)