اینه ٔ اسکندری

لغت نامه دهخدا

( آینه اسکندری ) آینه اسکندری. [ ی ِ ن َ ی ِ اِ ک َ دَ] ( اِخ ) آینه سکندری. رجوع به آینه سکندری شود.

جمله سازی با اینه ٔ اسکندری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین جهان خود جز دریغا هیچ کس چیزی نبرد زین جهان آزرده میری گر همه اسکندری

💡 جاودان بادی چو آب و آذر و چون باد و خاک در بقای عیسوی و دولت اسکندری

💡 رو که از یاجوج بهتان رخنه هرگز کی فتد خاصه در سدی که تاییدش کند اسکندری

💡 امیر نصرت‌الله اسکندری (۱۲۶۸خ تبریز - ۱۳۴۳خ) سناتور و نماینده مجلس شورای ملی و از مالکان بانفوذ آذربایجان بود.

💡 خیابان اسکندری جنوبی نخستین تقاطع می‌باشد که نمایندگی فروشگاه‌های زنجیره‌ای پاتن‌جامه را در خود جای داده‌است.