اندرمیان نهادن

لغت نامه دهخدا

اندرمیان نهادن. [ اَ دَ م ِن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) درمیان گذاشتن:
بگفت ارنهی با من اندر میان
چو یاران یکدل بکوشم بجان.( بوستان ).و رجوع به نهادن شود.

فرهنگ فارسی

در میان گذاشتن

جمله سازی با اندرمیان نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مداریدش اندرمیان گروه به نزد شبانان فرستش به کوه

💡 ولی دوستی داری اندرمیان ابا دشمن شاه اسلامیان

💡 نگاه کردم و اندرمیان همه سخنست ازین کران سخن تابدان کران سخن

💡 نام و نشان عالم و آدم نبود اندرمیان از جلوه حسن رخش نام جهان پیدا شدست

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز