💡 امام (ع ) وقتى سخنان مغيره را شنيد، بر اجراى تصميم قاطع خويش تاءكيد و فرمود:به خدا قسم اگر ساعتى از روز باشد، در اجراى نظرم تلاش به خرج مى دهم؛ نهآنان را كه گفتى والى مى كنم و نه امثال آنان را به ولايت مى گمارم.
💡 و آيا مى توان گفت، امثال خزيمه بن ثابت و ابى بن كعب، و خالد بن سعيد، و ديگربزرگان اصحاب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه هر كدام داراى ويژگىخاصى بودند، از اهل حل و عقد به شمار نمى آمدند؟ چرا كه آنان در آغاز بيعت ننمودند، وبه همين دليل خالد بن سعيد را طبق اصرار عمر از مقام فرماندهى سپاه اعزامى به رومعزل نمودند.(875) و آيا نمى بايستى حداقل تمامى افراداهل حل و عقد به اين بيعت رضايت مى دادند؟
💡 و اين آن حقيقتى است كه امثال آيه: (و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس مانزل اليهم ) و آيه: (و يعلمهم الكتاب و الحكمه ) بر آن دلالت دارد.
💡 البته مفتى مى تواند جواب يكى از فروع و شاخه هاى سؤال را بگويد و يا بنويسد. و اين كار در صورتى صحيح است كه مفتى بداند همان فرعبراى سؤ ال كننده روى داده و پاسخ همين شاخه از پرسش را مطالبه مى كند، و سپسبايد يادآور گردد كه اگر منظور از سؤ ال شما چنين باشد؛ پاسخ آن همين است. و يابگويد در صورتيكه هدف سؤ ال شما چنين باشد، پاسخ آن همانگونه است كه ذكر شد؛و امثال آن.