فرهنگستان زبان و ادب
آمارۀ بسنده
{sufficient statistic} [آمار، ریاضی] برای یک پارامتر، آماره ای که توزیع شرطی نمونه به شرط مقدار آن آماره به پارامتر وابسته نباشد
آمارۀ بسنده
{sufficient statistic} [آمار، ریاضی] برای یک پارامتر، آماره ای که توزیع شرطی نمونه به شرط مقدار آن آماره به پارامتر وابسته نباشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اينجا براى پرهيز از اطاله كلام، تنها به ذكر نمونه اى چند از آن احاديث، كه درشاءن خاتم پيامبران و برترين آنان، رسول خدا(ص )، آمده است، بسنده مى كنيم و همينمقدار هم براى ارباب بصيرت و كمال كافى است.
💡 گرچه بررسى اين خبر از نظر سند، ابعاد ديگرى نيز دارد، ولى به جهت رعايت اختصاربه همين مقدار، بسنده مى كنيم.
💡 در پایان مرحله دوم گروهی، پرسپولیس در گروه الف صدرنشین شد و شاهین به رتبه دوم بسنده کرد. در گروه ب نیز پاس صدرنشین شد و تیم سرباز دوم شد.
💡 شیخ به حکم اشارت پیر بمیهنه آمد، و درآن ریاضتها و مجاهدتها بیفزود و بدانک پیر گفت بسنده نکرد. و هر روز در عبادت و مجاهدت بیفزود.
💡 وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ و خدای راست هر چه در آسمان و زمین چیز است و کس، وَ کَفی بِاللَّهِ وَکِیلًا (۱۳۲) و نیک بسنده و کارساز که اوست.
💡 و گفت: چون حق را به علم خویش دانستم، گفتم اگر به کفایت او تو را بس نیست به کفایت هیچ کس تو را بسنده نبود، تا جوارح را در خدمت آوردم. هرگه که یکی کاهلی کردی به دیگر اندام مشغول شدمی تا بایزید شد.