لغت نامه دهخدا
الهی قندهاری. [ اِ لا ی ِ ق َ ] ( اِخ ) شاعر عهد بابرشاه. این بیت از اوست:
ماه عید ابرو نمودو خاطرم را شاد کرد
شکر کز غم سی روزه ام آزاد کرد.( از تذکره روز روشن ص 66 ).و رجوع به الذریعة ذیل دیوان الهی قندهاری و فرهنگ سخنوران شود.
الهی قندهاری. [ اِ لا ی ِ ق َ ] ( اِخ ) شاعر عهد بابرشاه. این بیت از اوست:
ماه عید ابرو نمودو خاطرم را شاد کرد
شکر کز غم سی روزه ام آزاد کرد.( از تذکره روز روشن ص 66 ).و رجوع به الذریعة ذیل دیوان الهی قندهاری و فرهنگ سخنوران شود.
شاعر عهد بابر شاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب اولین بار در سال ۱۳۸۸ با نام سیاهدل از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با ترجمه شقایق قندهاری در ایران منتشر شده است و دومین بار در سال ۱۳۹۰ توسط نشر افق با ترجمه کتایون سلطانی منتشر شده است.
💡 خنجی برای نوشتن اعلامیه کاغذ خواست و قندهاریان به اطراف نگاه کرد و یک دسته کاغذ که روی طاقچه قرار داشت به دکتر خنجی داد و برای آوردن چای از اتاق خارج شد.
💡 این اوراق همان اعلامیه حزب دربارهٔ ۲۸ امرداد بود که به خط و قلم خلیل ملکی نوشته شده و در جلسه قبل از طرف قندهاریان قرائت و رد شده بود و به ما (محمدعلی خنجی و مسعود حجازی) اظهار داشته بود که برای تجدید نظر پس خواهد فرستاد.
💡 «ویدیوی لحظات قبل از اعدام صحرایی خاشه جوان قندهاری نشان میدهد که طالب نه به شریعت پابند است، نه محکمه دارد، نه قانون و نه انسانیت.»
💡 چند روز پس از کودتا، مهندس قندهاریان با خنجی تماس گرفت و اظهار داشت که با توجه به حوادث و شرایط جدید، سازماندهی نوینی در حزب انجام گرفتهاست و بالنتیجه رهبری سیاسی از رهبری تشکیلاتی تفکیک شده و یک هیئت سیاسی مرکب از ابوالقاسم قندهاریان، محمدعلی خنجی و مسعود حجازی امور سیاسی حزب را رهبری خواهند کرد.